خرید بک لینک

درباره سایت

242

آخرین مطالب

امکانات وب

وفا کنيم و ملامت کشيم و خوش باشيم

که در طريقت ما کافريست رنجيدن

چنان عجیب میگذره که به فکر کردن راجع به زندگیم نمیرسم . جا زدن هم مهلتی داره که رو به اتمام عه . این غافله ی عمر عجب میگذرد عجب عجب ...

من قول دادم . و این بار جز خودم ، باید جواب یه نفر دیگه رو هم بدم ... و من اگر نبودم الان هستم ! پایبند به قول ها !

سفر باید کرد ... همین !

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

سال نو شد و من دیر رسیدم به صحنه !

امسال سال مهم و سرنوشت سازیه .. از طرفی خیلی شیرین شروع شد و من خوشحالم به خاطر ادمای اطرافم

الان که مینویسم طبق روال گذشته کرمانم ... وسط رخت خواب و بین سه تا آدم ... تاریکه ، از فردا عید دیدنی ها شروع میشن و منم تصمیمات خوب و سازنده ای دارم واس امسال

براتون آرامش آرزو میکنم ...

حرفی نیس

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

جز تو همراهی ندارم تا شب از من پس بگیره ... مثلن صب چشامو وا کنم ببینم یکی برام LCD آیفون خریده :( آخه چه مرگشونه این لعنتیا تا یکم خشن شی میشکنن ...یه نوکیا دارم مرگ نداره :| الان تنها راه ارتباطیم تلگرام مک بوکمه ... حس میکنم تو یه جزیره دور افتادم از دنیا عقبم .. شایدم قسمت بود واسه کنکور جدی ت

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

So ! there I am

Another story , Another Leaing

Lucky me ! hah

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

Finally !!

https://telegram.me/hanilix

Lol

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

همه چیز از دور خوبه و این باعث میشه نتونی قدم برداری دیگه :(

+ پس فردا کنکور دارم :)) باور کردنش سخته

+ بعضی وقتا خیلی سخت میتونم تو کالبد بدنم بمونم ... اکثرا ینی

+ من شاید خیلی وقته فراموش شدم ...

...

...

...

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

بعد از ۲۲ سال عمر

برای اولین بار

دارم میرسم به چیزی که واقعا میخواستم !

چیزی که براش تلاش کردم !!

خوشحالم :)

+ برسم تهران بیشتر مینویسم

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

من اشتباهی فک کردم برسم اینجا سرم خلوت تر میشه که بنویسم :)) الان یه وقتایی جنازه میرسم خونه فقط میتونم خودمو تا تخت بکشونم ! یه نکته اینه که هرچیزی که ما دوس داریم بهش برسیم دقیقا اون چیزی نیست که فک میکنیم ... اینو وقتی بهش میرسیم میفهمیم . تا قبلش تو توهم بت پنداری اون چیز یا اون شخصیم ! و خب من

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

به یاد ِ روزهای خاموش زندگیم ... که من بودم و من بودم و من واقعا چقدر زندگی پیچیدست ، مجموعه ای از گذر زمان ، مثل یک فیلم ، هنوز خیلی از قسمت های فیلم رو یادم نمیاد ، خط دار شده ، و چقدر عجیب تر از همیشه میگذره ... وقتی در نهایت ِ رویات روی قله واستادی و با خودت فکر میکنی که من تا امروز کی بودم ...

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

برگشتم به یه سال قبل که رفته بودم مشهد ... حالم خوب نبود چون درد داشت . اینکه باشم و نباشی درد داشت . رفته بودم پیش مهسا . میگفت قرار بوده با فلانی اوکی بشی ، میگف همیشه مهمونی بودی ، میگف فلان . یادم اومد اولین باری که دیدمت طبقه بالای کافه زمستون گفتی من همه چیو تجربه کردم و خسته م . خسته م از این

برچسب: نویسنده: آروین اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:57

صفحه بندی